۱ مهر ۱۴۰۵ FA EN AR DE FR
فوری
بولتن جهان · ۱ ساعت پیش

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟

توسط ۴ دقیقه زمان مطالعه ۱۸۷,۲۸۶

نکات کلیدی

  • در ایران، افشاگری سلبریتی‌محور و روزنامه‌نگاری تحقیقی، حتی وقتی با نیت اصلاح‌طلبانه انجام می‌شود، به‌ندرت می‌تواند از منطق جنگ باندها و رقابت بر سر منافع اقتصادی و سیاسی فاصله بگیرد. در چنین فضایی، فقط نام‌هایی که مطرح می‌شوند اهمیت ندارند؛ نام‌هایی که آگاهانه یا ناآگاهانه از گزارش‌ها کنار گذاشته می
پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟
تصویرپرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟

در ایران، افشاگری سلبریتی‌محور و روزنامه‌نگاری تحقیقی، حتی وقتی با نیت اصلاح‌طلبانه انجام می‌شود، به‌ندرت می‌تواند از منطق جنگ باندها و رقابت بر سر منافع اقتصادی و سیاسی فاصله بگیرد. در چنین فضایی، فقط نام‌هایی که مطرح می‌شوند اهمیت ندارند؛ نام‌هایی که آگاهانه یا ناآگاهانه از گزارش‌ها کنار گذاشته می‌شوند نیز بخشی از ماجرا هستند. یاشار سلطانی در افشاگری‌های اخیر خود روی حلقه‌ای دست گذاشت که ترکیبی از جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی می‌شود. در همین بازه، گزارش‌های مجلس و برخی رسانه‌ها نام‌های بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را در ارتباط با دریافت حجم بزرگی از نفت پس از توافق اسلام‌آباد مطرح کردند. بااین‌حال، در کنار این پرونده، پرونده‌های موازی و بزرگ دیگری هم وجود دارند که در سخنان سلطانی به‌اندازه کافی برجسته نشدند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، پرونده حسین آقایاری است. حسین آقایاری به‌عنوان یکی از تراستی‌های بزرگ و بدهکار نفتی معرفی شده است؛ فردی که گفته می‌شود طی یک سال نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت دریافت کرده و بدهی او به چند میلیارد دلار می‌رسد. قرارداد مرتبط با او با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شده است. همچنین موضوع فروش کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او و اجاره دوباره همان کشتی‌ها نیز مطرح شده است. با وجود ابعاد این پرونده، نام حسین آقایاری در افشاگری‌های اخیر یاشار سلطانی جایگاهی متناسب با حجم معاملات و بدهی‌های مطرح‌شده نداشت. همین موضوع یک پرسش جدی ایجاد می‌کند: چرا بعضی نام‌ها با جزئیات خانوادگی، امنیتی و سیاسی منتشر می‌شوند، اما نام فردی با چنین حجم بزرگی از نفت و بدهی چند میلیارد دلاری در حاشیه باقی می‌ماند؟ سلطانی باید به‌صورت روشن و بدون ابهام پاسخ دهد که رابطه او با حسین آقایاری چیست و آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شده است یا خیر. همچنین لازم است مشخص شود آیا میان این موضوع و برجسته‌شدن نام سایر تراستی‌ها در مقابل کم‌رنگ‌ماندن پرونده آقایاری ارتباطی وجود دارد؟ این گزینش‌گری همان نقطه‌ای است که می‌تواند افشاگری را از «اصلاح ساختار» به «تغییر ذی‌نفعان» تبدیل کند. وقتی برخی اشخاص با تمام جزئیات مورد حمله قرار می‌گیرند و برخی دیگر، حتی با معاملات بزرگ‌تر یا بدهی سنگین‌تر، مسکوت می‌مانند، پیام عملی چنین رویکردی این است که یک باند باید هزینه بدهد تا باند دیگری جای آن را بگیرد. فروش نفت در شرایط تحریم، ساختاری ذاتاً غیرشفاف، چندلایه و وابسته به شبکه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی دارد. تراستی‌ها محصول همین ساختار هستند، نه صرفاً نتیجه تخلف فردی چند نفر. سلطانی خود نیز به نقش «جوجه‌اطلاعاتی‌ها» و نهادهای امنیتی اشاره کرده، اما در عمل تمرکز اصلی او بر چند چهره مشخصی قرار گرفته که اکنون در معرض فشار سیاسی و رسانه‌ای هستند. یاشار سلطانی سابقه افشای پرونده املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران در دوران محمدباقر قالیباف را دارد و به‌دلیل فعالیت‌های رسانه‌ای خود زندان را نیز تجربه کرده است. همین سوابق باعث شده بخشی از افکار عمومی او را خبرنگاری مستقل بدانند. بااین‌حال، در میدان واقعی سیاست ایران، اطلاعاتی که در اختیار روزنامه‌نگاران قرار می‌گیرد، زمان انتشار آن و انتخاب نام‌هایی که باید برجسته شوند، معمولاً از رقابت‌های درون‌حاکمیتی تأثیر می‌پذیرد. تجربه نشان داده است که نتیجه بسیاری از این افشاگری‌ها، تضعیف یک حلقه و جایگزینی آن با حلقه‌ای دیگر بوده، بدون آنکه سازوکار غیرشفاف فروش نفت، تخفیف‌های سنگین، نبود مزایده واقعی و ضعف تضامین تغییر کند. در پایان نیز مردم همان هزینه را می‌پردازند و فقط اسامی روی قراردادها عوض می‌شوند. اکنون افکار عمومی حق دارد پاسخ روشن این پرسش‌ها را بشنود: رابطه یاشار سلطانی با حسین آقایاری چیست؟ چرا پرونده آقایاری در افشاگری‌های اخیر او برجسته نشد؟ آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار یا هر مبلغ دیگری میان آقایاری، واسطه‌های او و سلطانی جابه‌جا شده است؟ و آیا انتخاب تراستی‌هایی که نامشان منتشر شده، حاصل یک تحقیق مستقل بوده یا بخشی از تسویه‌حساب میان شبکه‌های رقیب در تجارت نفت؟ پاسخ روشن، مستند و قابل بررسی به این پرسش‌ها می‌تواند مرز میان روزنامه‌نگاری تحقیقی و افشاگری گزینشی را مشخص کند.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook