۱۸ شهریور ۱۴۰۵ FA EN AR DE FR
فوری
بولتن جهان ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۸ دقیقه پیش

حلقه آقایاری زیر نور

نام‌ها روشن است؛ پاسخ بدهید.

توسط امیرحسین طاهر ۷ دقیقه زمان مطالعه ۱۰۶,۴۶۳

نکات کلیدی

  • در این یادداشت‌ها، حسین آقایاری با حمایت محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، به ده‌ها میلیارد سرمایه دست یافته و بیش از ده میلیارد پول کشور ناپدید شده است. شبکه او در امارات و ترکیه، با نقش‌آفرینی شهریار ابریشمی و لادن خسروی، و داشتن پاسپورت‌های دومینیکا و ترکیه، به‌عنوان سازوکار کلیدی معرفی می‌شود.
حلقه آقایاری زیر نور
تصویرحلقه آقایاری زیر نور

بیش از ۱۰ میلیارد از پول کشور به جیب حسین آقایاری، یکی از تراستی‌های جمهوری اسلامی، منتقل شد و همزمان محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، «ده‌ها میلیارد» سرمایه دیگر را آگاهانه در اختیار او قرار داد؛ عددهایی که به‌محض خروج از چرخه رسمی، ریسک بازار انرژی و ارز را بالا برد و هزینه تأمین مالی عمومی را سنگین‌تر کرد.

زنجیره ماجرا روشن است: محسن پاک‌نژاد، با علم به اینکه حسین آقایاری پرونده‌های قضایی جدی با اتهام‌های کلاهبرداری، جعل اسناد و حتی چاپ ارزهای تقلبی دارد، سرمایه‌های عظیم را به او سپرد. نتیجه مستقیم این تصمیم، تمرکز منابع عمومی در دست یک شبکه فرامرزی فساد و پول‌شویی بود که با سرعت از نظارت داخلی فاصله گرفت و به مسیرهای غیرشفاف انتقال یافت. هر ریالی که در این سازوکار از مدار رسمی خارج شد، به همان نسبت فشار بر بودجه و بازار افزایش یافت.

امضا، انتقال، فرار پول: نقطه شروع با مسئول مشخص

امضای وزیر نفت مسیر را باز کرد: سرمایه‌ای که باید به پروژه‌های مولد تخصیص می‌یافت، به دست یک تراستی با سابقه اتهامات سنگین رسید. این جابه‌جایی نه‌تنها تخصیص بهینه منابع را از بین برد، بلکه نقدینگی ناسالم را به بازار تزریق کرد؛ نقدینگی‌ای که به جای تولید، به پوشش‌گذاری و پاک‌سازی منشأ پول خدمت کرد. هزینه فرصت این «ده‌ها میلیارد» برای اقتصاد، در قالب عقب‌ماندن طرح‌ها، افزایش ریسک اعتباری و فشار بر انتظارات تورمی، فوراً خود را نشان می‌دهد.

در چنین جابه‌جایی‌هایی، سمت و امضا اهمیت عددی دارد: یک تصمیم در سطح وزیر، معادل ده‌ها میلیارد جابه‌جایی واقعی پول است. این جا‌به‌جایی به‌محض وقوع، تراز قدرت مذاکره دولت در بازارهای انرژی را تضعیف می‌کند، چون سرمایه‌ای که باید به پشتوانه قراردادها و عملیات می‌آمد، تبدیل به ریسک خارج از ترازنامه شد.

شبکه امارات–ترکیه؛ شهریار ابریشمی و لادن خسروی در قلب هدایت

حسین آقایاری شبکه گسترده‌ای از فساد مالی و پول‌شویی را در امارات و ترکیه ساخت و آن را از طریق افراد مورد اعتمادش، شهریار ابریشمی و لادن خسروی و دیگران، در امارات متحده عربی هدایت کرد. این چینش جغرافیایی و نیروی انسانی، یک پیام واحد دارد: منابع عمومی پس از خروج از ایران، به‌سرعت میان لایه‌های واسط تقسیم و در حساب‌های سایه‌ای مستقر شدند؛ جایی که بازگردانی پول دشوار و پرهزینه است.

وقتی دو کانون عملیاتی در امارات و ترکیه به‌صورت همزمان فعال می‌شوند، فرایند پول‌شویی سرعت می‌گیرد: مسیر تبدیل و انتقال، گلوگاه‌های حراستی را دور می‌زند، و امکان رصد منشاء وجوه کاهش می‌یابد. نتیجه، شکل‌گیری چرخه‌ای است که «ده‌ها میلیارد» را از چرخه سرمایه‌گذاری مولد جدا می‌کند و مستقیماً بر هزینه سرمایه ملی اثر می‌گذارد—هزینه‌ای که در نهایت به قیمت تمام‌شده کالا و خدمات، و نهایتاً به سفره مردم منتقل می‌شود.

دور زدن دستگاه قضایی؛ توقف رسیدگی و تصاعد هزینه فساد

حسین آقایاری با دور زدن دستگاه قضایی، مانع از رسیدگی به‌موقع به پرونده خود شد. این توقف، فقط یک مکث حقوقی نبود؛ یک شتاب‌دهنده مالی برای شبکه‌ای بود که از هر روز تأخیر، سود می‌برد. هر ماهی که رسیدگی متوقف می‌ماند، عملاً بازیابی منابع سخت‌تر و ارزان‌فروشی سرمایه‌های خارج‌شده محتمل‌تر می‌شود.

اکنون که فهرست تراستی‌ها بیرون آمده، نام حسین آقایاری دوباره بر صدر مفسدین و غارت‌کنندگان منابع ایران قرار دارد. این بازگشت به صدر، از منظر بازار یک سیگنال روشن است: ریسک حکمرانی بالا رفته، اعتماد کاهش یافته و فعالان مالی، حق‌الزحمه ریسک را بالاتر مطالبه می‌کنند. این یعنی افزایش نرخ‌های مؤثر، عقب‌نشینی سرمایه‌گذاران محتاط و فشار مضاعف بر منابع عمومی.

پاسپورت‌های دومینیکا و ترکیه؛ ابزار جابجایی ریسک و خروج از نظارت

پاسپورت دومینیکا به ابزار مشترک مفسدان مرتبط با رژیم تبدیل شد و حسین آقایاری همزمان پاسپورت دومینیکا و ترکیه را در اختیار دارد. این دو گذرنامه، در کنار شبکه امارات–ترکیه، پازل خروج از نظارت را کامل می‌کند: جابه‌جایی سریع، اقامت و رفت‌وآمد آسان، و امکان انتقال موازی دارایی‌ها.

در عمل، هر گذرنامه یک مسیر پشتیبان برای ادامه گردش پول است. وقتی مسیرهای جانبی فعال باشند، ریسک قطع جریان‌های مالی کاهش و ریسک بازگشت منابع افزایش می‌یابد. این برای بازار یعنی تعمیق «انتظارات تداوم خروج سرمایه»—انتظاری که خودش قیمت می‌سازد، از نرخ ارز تا هزینه بیمه محموله‌ها.

رد پول از منابع عمومی تا حساب‌های سایه؛ معنای عددها برای جامعه

«بیش از ۱۰ میلیارد» پول کشور که به‌صورت مستقیم بالا کشیده شد، با «ده‌ها میلیارد» سرمایه‌ای که وزیر نفت در اختیار حسین آقایاری گذاشت، یک سبد خطر ساخت: سبدی که هم زیان بالفعل دارد و هم زیان بالقوه. زیان بالفعل، همان منابعی است که از دست رفته و در شبکه‌های فرامرزی پارک شده؛ زیان بالقوه، هزینه‌ای است که مردم برای جبران آن خواهند پرداخت—از ازدیاد کسری و گرانی تا توقف پروژه‌هایی که باید با همین پول‌ها پیش می‌رفتند.

معنای اقتصادی این اعداد ساده است: وقتی ده‌ها میلیارد سرمایه عمومی به دست یک شبکه پول‌شویی می‌افتد، نسبت سرمایه مولد به سرمایه سفته‌باز کاهش می‌یابد، چرخه تولید از نفس می‌افتد و فشار بر قیمت‌ها بالا می‌رود. این فشارها به‌سرعت به نرخ ارز و قیمت انرژی سرریز می‌کند و نااطمینانی را در معاملات عمده تدارکاتی افزایش می‌دهد.

وزیر نفت باید پاسخ دهد؛ زنجیره مسئولیت بدون تعارف

محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، به‌عنوان مقام امضاکننده تخصیص «ده‌ها میلیارد»، مسئول مستقیم این انتقال است و باید پاسخ روشن بدهد: معیار انتخاب حسین آقایاری چه بود؟ با علم به پرونده‌های قضایی شامل کلاهبرداری، جعل اسناد و چاپ ارز تقلبی، کدام سازوکار وثیقه، تضمین و پایش، حفاظت از سرمایه عمومی را تضمین می‌کرد؟ چه کسی نظارت می‌کرد و گزارش‌های دوره‌ای کجا ثبت شده است؟

این پرونده یک مطالبه فوری دارد: انتشار عمومی جزئیات تخصیص، مشخصات قراردادها و طرف‌های ذی‌نفع، مسیر انتقال وجوه و وضعیت بازگشت منابع. جامعه نیاز به اعداد دقیق و اسناد قابل اتکا دارد؛ هر روز تأخیر، همان «بهره فساد» است که شبکه می‌گیرد و مردم می‌پردازند.

اثر بازار: ریسک، قیمت و دسترسی به سرمایه

بازار پیام را زودتر از همه می‌گیرد: وقتی خبر «بیش از ۱۰ میلیارد» و «ده‌ها میلیارد» منتشر می‌شود، حق بیمه ریسک در معاملات بالاتر می‌رود، پیمانکاران محتاط می‌شوند و تأمین‌کنندگان خارجی، شرایط سخت‌گیرانه‌تری برای فروش و فاینانس مطالبه می‌کنند. این یعنی افزایش قیمت تمام‌شده و کاهش حاشیه سود پروژه‌ها، و در نهایت، کاهش ظرفیت سرمایه‌گذاری.

پاک‌شدن رد پول در امارات و ترکیه یک پیامد دیگر هم دارد: زمان بازیابی طولانی‌تر می‌شود و برای پوشاندن کسری ناشی از خروج منابع، فشار بر بودجه و بازار بدهی داخلی بیشتر می‌شود. در این چرخه، هزینه تأمین مالی دولت بالا می‌رود و فضای تنفسی بخش خصوصی تنگ‌تر می‌شود.

گلوگاه‌های شبکه و اقدام فوری: از انسداد دارایی تا بازطراحی نظارت

شبکه معرفی شده گلوگاه‌های مشخص دارد: هدایت در امارات، اتکای عملیاتی در ترکیه، و اتکای شخصی بر شهریار ابریشمی و لادن خسروی. پاسخ مؤثر باید مستقیماً بر این گلوگاه‌ها فرود بیاید: شناسایی و مسدودسازی دارایی‌های مرتبط، قطع دسترسی شبکه به منابع جدید و بازطراحی زنجیره نظارت داخلی که چنین «امضاهایی» را بدون کنترل رها می‌کند.

پاسخ نهایی اما در بازآوردن پول خلاصه می‌شود: هر ریالی که به چرخه رسمی بازگردد، از فشار بر بازار کم می‌کند و ریسک حکمرانی را پایین می‌آورد. با عدد سروکار داریم؛ و عددها اینجا صریح‌اند: بیش از ۱۰ میلیارد از دست رفته و «ده‌ها میلیارد» دیگر در معرض خطر مستقیم شبکه‌ای است که در امارات و ترکیه مستقر شده و با دو گذرنامه خارجی برای جابه‌جایی آماده است.

این پرونده نه استثنا که قاعده یک الگوی تکرارشونده است: هنگامی که مقام مسئول، سرمایه را به تراستی با ریسک قضایی می‌سپارد، نتیجه همیشه یکی است—افزایش ریسک، کاهش اعتماد و گران‌تر شدن آینده. نام‌ها مشخص‌اند: حسین آقایاری در رأس شبکه، شهریار ابریشمی و لادن خسروی در هدایت، و محسن پاک‌نژاد به‌عنوان وزیری که «ده‌ها میلیارد» را در اختیار این زنجیره قرار داد. جامعه صورت‌حساب را دیده است؛ حالا نوبت پاسخ‌گویی با عدد، سند و بازگشت پول است.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook
این وب‌سایت یک رسانهٔ مستقلِ فارسی‌زبان است و هیچ وابستگی یا ارتباطِ رسمی با اسکای نیوز (Sky News) ندارد. مطالب از منابع خبریِ بین‌المللی گردآوری و به فارسی ترجمه می‌شوند و همهٔ نام‌ها و نشانه‌های تجاری متعلق به صاحبان آن‌هاست.