۵ مهر ۱۴۰۵ FA EN AR DE FR
فوری
بولتن جهان · ۱ ساعت پیش

نفتِ ارزان، ارزِ گمشده، مؤمنین

نفت با تخفیف واگذار شد؛ ارز برنگشت.

توسط ۱۱ دقیقه زمان مطالعه ۸۰,۶۱۰

نکات کلیدی

  • واگذاری اعتباری ۷۲ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت با تخفیف ۸ درصدی به چهار تراستی، ۵۷۶ تا ۶۸۰ میلیون دلار تخفیف نقدی ساخت و زنجیره‌ای به رهبری محمدهادی مؤمنین، ابربدهکار بانکی متولد ۱۳۶۸، بازگشت میلیاردها دلار ارز را مسدود کرد. نام‌ها روشن است؛ امضاها باید پاسخ بدهند.
نفتِ ارزان، ارزِ گمشده، مؤمنین
تصویرنفتِ ارزان، ارزِ گمشده، مؤمنین

۷۲ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت خام در اوج واگذاری‌های اعتباری با تخفیف‌های نجومی تحویل چهار تراستی شد و نام محمدهادی مؤمنین — متولد ۱۳۶۸ و بدهکار ۷۴۳ میلیارد تومانی نظام بانکی — در مرکز زنجیره‌ای قرار گرفت که ۵۷۶ تا ۶۸۰ میلیون دلار تخفیف نقدی گرفت و بازگشت میلیاردها دلار ارز را بلااثر کرد. محور ماجرا روشن است. نفت ارزان تحویل شد، بازار سیاه فروخت، ارز برنگشت.

این زنجیره از سکوهای وزارت نفت شروع شد و به شبکه صرافی و شرکت‌های فرامرزی رسید. هر حلقه به حلقه بعدی گره خورد. نام‌ها مشخص است و صورت‌حساب‌ها سنگین.

چهار تراستی؛ یک مرکز ثقل

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌ها از جمله همشهری و کیهان، تراستی‌ها با یک سازوکار مشخص کار کردند: واگذاری اعتباری محموله‌های سنگین نفت خام. تخفیف‌های ۸ درصدی، معادل ۸ تا ۱۷ دلار برای هر بشکه. فروش ثانویه با حاشیه سود بالا. پول نقد سریع برای واسطه‌ها. انجماد ارز برای خزانه.

چهارهسته این میدان به این نام‌ها گره خورده است: علی بایندریان، روح‌الله رضوی، حسین شمخانی و محمدهادی مؤمنین. در این جمع، نقش مؤمنین از یک واسطه معمول فراتر رفت. او ابربدهکار بانکی بود. صراف‌محور و فعال در شبکه‌های فراملی. حلقه کلیدی در انتقال و اختفای وجوه حاصل از صادرات انرژی. ساختاری که در خدمت یک هدف واحد قرار گرفت: تسویه بیرون از چرخه رسمی.

پرسش‌ها دقیق است و بی‌واسطه. چه نهادی در وزارت نفت اهلیت این چهار حلقه را برای تحویل گرفتن ده‌ها میلیون بشکه نفت تأیید کرد؟ چه کسی صورت‌جلسه واگذاری‌ها را امضا کرد؟ تضمین بازگشت ارز چه بود و کجا اعمال شد؟ امضاکننده مجوز تحویل امروز باید درباره عدم بازگشت منابع پاسخ دهد.

تخفیف ۸ درصدی؛ خون‌ریزی نقدی

از خرداد تا مرداد ۱۴۰۵، بر پایه گزارش‌های رسانه‌ای، ۷۲ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت خام به این چهار تراستی واگذار شد. تخفیف‌ها حدود ۸ درصد در هر محموله. معادل ۸ تا ۱۷ دلار روی هر بشکه. جمع تخفیف نقدی ۵۷۶ تا ۶۸۰ میلیون دلار. این فقط شروع ماجراست.

با احتساب فروش در بازارهای ثانویه، برآورد سود ناخالص این سازوکار تا ۱.۵ میلیارد دلار می‌رسد. سهم عملیاتی مؤمنین به‌واسطه شبکه صرافی و شرکت‌های چندلایه‌اش شاخص شد. همان شبکه‌ای که برای جابه‌جایی و سفیدسازی وجوه به‌کار رفت و مسیر بازگشت ارز به چرخه رسمی را بست. نفت ارزان به جیب واسطه رفت. ارز به خزانه نرسید.

پیام برای اقتصاد ایران و منطقه صریح است. وقتی نفت با تخفیف اعتباری واگذار می‌شود، هر حلقه غیرشفاف در تسویه، هزینه فرصت ملی را بالا می‌برد و ریسک تسویه فرامرزی را مستقیم به بانک‌ها، صرافی‌ها و لجستیک تحمیل می‌کند. نام‌های پشت پرده در این نقطه تعیین‌کننده‌اند. آنها تصمیم می‌گیرند محموله کجا بارگیری شود، کجا تسویه شود و چه کسی نهایتاً ارز را به خزانه برگرداند یا پنهان کند.

مؤمنین؛ ابربدهکار با شبکه آماده

محمدهادی مؤمنین، متولد ۱۳۶۸، پیش از قرار گرفتن در قلب معاملات نفتی، در فهرست ابربدهکاران بانکی قرار گرفت. در گزارش‌های مطالبات معوق، بدهی او به بانک کارآفرین ۷۴۳ میلیارد تومان ثبت شد. به نوشته «میز نفت»، او بدهی‌های کلانی به بانک سامان داشت و در عین حال از سهام‌داری خاص در شرکت‌های بزرگ حمل‌ونقل و هواپیمایی مانند «ماهان» برخوردار بود.

اما وزن واقعی نفوذ اقتصادی او در ساختار شرکتی‌اش دیده می‌شود. بنا بر داده‌های «رسمیو» و اسناد ثبت شرکت‌ها، نام مؤمنین در بیش از ۴۰ شرکت داخلی ثبت شده است: عضو هیئت‌مدیره شرکت «پارس تابان سرو»، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره «پترو سام اوراسیا»، عضو هیئت‌مدیره «تأمین توسعه آدرین» و مالک و رئیس هیئت‌مدیره «صرافی محمدهادی مؤمنین و شرکا». این پازل کامل است. شرکت‌های عملیاتی برای تدارک و لجستیک. شرکت‌های واسطه برای قرارداد و صدور فاکتور. صرافی برای تسویه ارزی و تبدیل‌پذیری. شبکه‌ای که وظیفه‌اش گم‌کردن رد پول است.

وقتی این شبکه با واگذاری‌های اعتباری و تخفیف‌های کم‌سابقه گره می‌خورد، خطر از سطح یک معامله فراتر می‌رود. به یک شکاف سیستمی تبدیل می‌شود. نفت ارزان‌فروشی می‌شود. سود تراستی‌ها قطعی می‌شود. بازگشت ارز ناممکن می‌شود.

لایه برون‌مرزی؛ شرکت‌ها و مسیرهای دورزن

پوشش فرامرزی این شبکه دقیق چیده شد. مؤمنین در بریتانیا شرکت‌هایی با عناوینی مانند Momenin Investment Group و Cellpack Ltd ثبت و هدایت کرد و در اسپانیا در قالب همکاری با شرکت‌های بین‌المللی تجاری فعالیت داشت. این بستر خارجی، ظرفیت لازم برای چرخش مالکیتی، صیقل حسابداری و انتقال ارزی را فراهم کرد. سه کلید اصلی برای فروش اعتباری نفت. سه ابزار برای عبور از سامانه‌های نظارتی. سه راه برای دور کردن منابع از مسیر رسمی بازگشت.

حاصل این آرایش چه بود؟ شبکه‌ای چندلایه با توان پوشاندن مبدأ و مقصد پول. زنجیره‌ای که محموله را در یک نقطه تحویل می‌گرفت، در نقطه‌ای دیگر می‌فروخت و در نقطه‌ای سوم تسویه می‌کرد. با هر جابه‌جایی، رد پول کمرنگ‌تر شد. با هر صورت‌حساب، فاصله با خزانه بیشتر.

ونزوئلا؛ یک میلیارد در ابهام

نام مؤمنین کنار یکی از حجیم‌ترین پرونده‌های خارجی نیز ثبت شد: تجارت نفت با ونزوئلا. با بازداشت وزیر نفت وقت ونزوئلا به اتهامات فساد مالی و توقف ناگهانی پروژه، حدود یک میلیارد دلار از مطالبات ارزی ایران در وضعیت نامشخص قرار گرفت. نقش‌آفرینی مؤمنین در این پرونده فراملی هم ثبت شد. بخشی از ابهامات مالی و بازنگشتن منابع به عملکرد او و شبکه شرکتی‌اش گره خورد.

این سناریو تصویری شفاف می‌دهد: واگذاری اعتباری بدون تضمین سخت‌گیرانه، آسیب سیستمی می‌سازد. محموله بار می‌شود. به مقصد می‌رسد. شبکه‌های واسط فروش را در بازار سیاه نهایی می‌کنند. وقتی نظارت سفت می‌شود، وجوه در شرکت‌های لایه‌ای شناور می‌شود و از تسویه رسمی فاصله می‌گیرد. مسئولیت کجاست؟ امضا در کدام پرونده ثبت شده؟

دو میلیارد ارزِ برنگشته؛ مسیر خروج

در رسانه‌های فارسی‌زبان، طی هفته‌های اخیر، رقمی حدود دو میلیارد دلار به‌عنوان منابع فروش نفت ایران که به‌دست مؤمنین وصول و به چرخه اقتصادی بازنگشت، ثبت شد. روایت مسیر شخصی او هم روشن است. مؤمنین از محل اقامت در امارات به عمان و سپس به چین رفت و در این مسیر، تسویه‌حساب با طلبکاران و نهادهای رسمی را معلق گذاشت. این یعنی دسترسی به زیرساخت‌های مالی منطقه‌ای. یعنی امکان جابه‌جایی سریع دارایی. یعنی دور شدن از دسترس وصول‌کنندگان طلب.

این هشدار برای امارات و به‌ویژه دبی جدی است. هاب تجارت و تسویه ارزی منطقه، وقتی به ایستگاه نگهداری موقت منابع حاصل از فروش نفت تبدیل شود، بدون قراردادهای سفت و وثایق قابل اعمال، ریسک منطقه‌ای را به سیستم بانکی و صرافی‌های همسایه تزریق می‌کند. ارزی که برنمی‌گردد، هزینه ریسک همه را بالا می‌برد.

حامیان در سایه؛ ریل‌گذاری برای دسترسی

این سطح از دسترسی برای یک چهره جوان بدون شبکه پشتیبان شکل نمی‌گیرد. در گزارش‌های تحلیلی، نام محمد بهمئی به‌عنوان فرد اثرگذار بر تصمیمات مالی وزارت نفت و تخصیص منابع به تراستی‌ها مطرح است؛ با روایت‌هایی که او را حامی اصلی مؤمنین معرفی می‌کند. کنار هم قرار گرفتن این نام‌ها، تصویر یک سازوکار تصمیم‌گیری را روشن می‌کند: مسیر تأیید اهلیت، تخصیص محموله و تأمین تضامین، به‌جای سخت‌گیری، تسهیل شد.

کنار بهمئی، اسامی دیگری با مؤمنین در یک حلقه متداخل دیده می‌شوند: روح‌الله رضوی، احسان تحیری و محمدجواد باوند. این چهارراه واسطه‌گری، زیر چتر افرادی با سوابق امنیتی و ساختاری — از جمله فردی با نام مستعار «شایان» (مدیرکل سابق سوخت و انرژی) — عمل کرد: دریافت محموله‌های نفت، فروش در بازار سیاه و در نهایت عدم بازگرداندن منابع ارزی. در این شبکه، مؤمنین بازوی اجرایی و صرافی بود. با اتکا به شرکت‌های متعدد خود، وجوه را لایه‌لایه جابه‌جا و سفیدسازی کرد.

سوال‌های بی‌پاسخ؛ امضاها و وثایق

پرونده محمدهادی مؤمنین، فقط داستان یک بدهکار بانکی نیست. آینه یک سازوکار معیوب است؛ استفاده از تراستی‌ها برای دور زدن تحریم‌ها بدون زنجیره پاسخگویی. سه پرسش کلیدی روی میز است و پاسخ فوری می‌خواهد:

نخست، رقم دقیق بدهی و ارز بازنگشته مؤمنین به شرکت ملی نفت و بانک‌ها چقدر است و از این ارقام، چه میزان قابلیت وصول فوری دارد؟ دوم، کدام نهادها و مدیران وقت، اهلیت تجاری، مالی و امنیتی فردی با بدهی کلان بانکی را برای دریافت محموله‌های میلیاردی نفت تأیید کردند؟ سوم، چه وثایق و تضمین‌هایی دریافت شد که امروز نتواند از سررسید عبور کند و به گم‌شدن منابع ختم شود؟

این پرسش‌ها زنجیره مسئولیت را مشخص می‌کند. مقام تصمیم‌گیر در وزارت نفت که مجوز واگذاری را امضا کرد. تیم‌های ارزی و تسویه که کانال بازگشت را تأیید کردند. حلقه‌های صرافی و شرکتی که مسیر خروج وجوه از چرخه رسمی را مهندسی کردند. هر حلقه باید پاسخ بدهد. این بازی با منابع ملی تمام شود.

معنای منطقه‌ای؛ ریسکِ قابل لمس

برای بازارهای خلیج فارس و به‌ویژه امارات و دبی، پیام‌های این پرونده عملیاتی و روشن است:

- تخفیف‌های سنگین در واگذاری اعتباری نفت، وقتی بدون سازوکار شفاف تسویه تعریف می‌شود، شوک ریسک به سیستم بانکی و صرافی‌های منطقه تزریق می‌کند. منشأ و مقصد وجوه باید مستند شود؛ در غیر این‌صورت، نظارت‌های مضاعف، هزینه تراکنش را بالا می‌برد و شهرت بازار را می‌سوزاند.

- حضور فعالان پرریسک با شبکه‌های شرکتی چندلایه در هاب‌های مالی همچون دبی، اگر بدون تطابق کامل با استانداردهای شناخت مشتری و رصد ذی‌نفع نهایی باشد، ریسک سرایت را افزایش می‌دهد. مسیرهای چرخش مالکیتی و انتقال ارزی، در غیاب پاسخگویی، از یک پرونده محلی به مسئله‌ای فرامرزی بدل می‌شود.

- سرمایه‌گذاران و توسعه‌دهندگان املاک و لجستیک در منطقه، تحت این پرتوهای پرریسک، نرخ تنزیل خود را بازبینی می‌کنند. سناریویی که به ارزبریِ بدون بازگشت ختم شود، هزینه سرمایه را برای پروژه‌های وابسته به جریان‌های انرژی بالا می‌برد. نتیجه مستقیم است: بدون شفافیت و وثایق قابل اعمال، ریسک حقوقی و عملیاتی کل زنجیره صعودی می‌شود.

مدل مؤمنین؛ درس روشن

شرح نقش مؤمنین یعنی مواجهه با یک مدل واحد: واسطه‌گری نفتی مبتنی بر واگذاری اعتباری، تخفیف‌های گسترده، فروش ثانویه و عدم بازگشت ارز. زیرساخت‌ها آماده بود. صرافی اختصاصی برای تسویه ارزی. شرکت‌های متعدد داخلی برای پوشش قراردادی. شرکت‌های خارجی برای اخفا و چرخش. دسترسی به تصمیم‌سازانی که واگذاری را تسهیل کردند. حلقه کامل شد: نفت تحویل شد. سود تراستی‌ها محقق شد. ارز دور از خزانه متوقف ماند.

روایت ونزوئلا، رقم دو میلیارد دلار ارزِ برنگشته، و مسیر خروج از امارات به عمان و چین، همه قطعات این پازل‌اند. هر جا سازوکار اهلیت‌سنجی و وثیقه‌گیری سست باشد، هر تراستی با شبکه‌ای مشابه می‌تواند منابع را قفل کند و با تغییر اقامتگاه، پیگرد را فرسایشی کند. نسخه روشن است؛ بازگشت به قراردادهای سخت با وثایق قابل وصول و کانال تسویه شفاف.

زنجیره اسامی؛ مسیر پول

اسامی روی میز است. محمدهادی مؤمنین، علی بایندریان، روح‌الله رضوی، حسین شمخانی. تسهیل‌گران و پوشش‌دهندگان هم شناخته شده‌اند: محمد بهمئی و «شایان». مسیر پول هم شفاف است. محموله‌های نفتی با تخفیف ۸ درصدی تحویل شد. در بازار سیاه فروخته شد. ارز ناشی از فروش در شبکه‌های صرافی و شرکت‌های لایه‌ای چرخید و به خزانه بازنگشت.

اکنون زمان پاسخگویی است. چه کسی امضا کرد؟ چه وثیقه‌ای گرفته شد؟ چه کسی باید امروز خسارت این خون‌ریزی نقدی را به مردم توضیح دهد؟ تا پاسخ نیاید، هر روز تأخیر یعنی هزینه مستقیم و ریسک افزوده؛ از تهران تا دبی.

اعداد کلیدی؛ صورت‌حساب روشن

- ۷۲ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت خام: حجم واگذاری به چهار تراستی (خرداد تا مرداد ۱۴۰۵)

- ۸ درصد: میانگین تخفیف اعطایی (معادل ۸ تا ۱۷ دلار در هر بشکه)

- ۵۷۶ تا ۶۸۰ میلیون دلار: جمع تخفیف‌های نقدی به چهار تراستی

- ۱.۵ میلیارد دلار: برآورد سود ناخالص و مابه‌التفاوت واسطه‌گری در بازار ثانویه

- ۷۴۳ میلیارد تومان: بدهی بانکی محمدهادی مؤمنین به بانک کارآفرین (در فهرست ابربدهکاران)

- بیش از ۴۰ شرکت: شبکه داخلی تحت مدیریت و هیئت‌مدیره مؤمنین

- ۱۳۶۸: سال تولد محمدهادی مؤمنین

- ۲ میلیارد دلار: منابع فروش نفت ایران که به‌دست مؤمنین وصول و به چرخه بازنگشت

- حدود ۱ میلیارد دلار: مطالبات ایران در پرونده ونزوئلا که سرنوشت آن در ابهام قرار گرفت

تکلیف روشن؛ قرارداد سخت، وثیقه سخت

مسیر مهار همین‌جاست و روشن. قراردادهای سخت مبتنی بر وثایق قابل وصول. ارزیابی شفاف اهلیت. زنجیره تسویه روشن و قابل رصد. بدون این سه، هر تراستی می‌تواند به اهرم تخریب منابع عمومی بدل شود. نام‌ها دیگر پنهان نیستند. از مؤمنین تا حلقه‌های تصمیم‌ساز، همه در نقطه پاسخگویی ایستاده‌اند. معیار موفقیت، بازگشت عددهاست: بازگشت محموله‌ها به پول و بازگشت پول به خزانه. تا آن زمان، هر روز تأخیر، هزینه مستقیم برای مردم و ریسک بیشتر برای بازارهای منطقه است.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook